الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

54

الغدير ( فارسى )

نبود ؟ - آيا در آن روز كه على خواهان زهرا شد و رسول خدايش به دامادى پذيرفت ، با آنكه همه كس خواهان زهرا بودند ؟ - يا آن روز كه مرغ بريان بر سفره نهاده بود و مصاحبت بهترين و محبوب‌ترين مردمان را آرزو مىكرد ، جز على كس ديگر حلقه بر در كوفت ؟ با آنكه خادم احمق سه نوبت او را بازگرداند . - يا روز مباهله كه على را همتا و همسنگ خود معرفى كرده جايگاه او را به همگان نمود و اين خود بالاترين منزلتى است كه به تصور آيد . - يا روز غدير خم كه نام على را بلند كرد و آيندگان و روندگان وصيت او را شنيدند . - اى پادشاه دين ، اى همريشهء رسول ، اى كسى كه دوستىات از جانب حق فرض و قطعى است . - جايگاهت بر كوكب فرقدين پيداست و مجد و عظمتت از ستارهء سماك پرتوافكن . - شمشيرت بر گردن دشمنان قلّاده‌اى بسته است كه زرگر ماهر نتواند بست . شاعر را بشناسيم صاحب ، كافى الكفات ، ابو القاسم ، اسماعيل ، پسر ابى الحسن ، عبّاد ، پسر عباس ، پسر عبّاد ، پسر احمد ، پسر ادريس طالقانى شاعر و اديب مورد بحث ماست . گاه اتفاق مىافتد كه اديب سخندان ، با اينكه بيانى شيوا و رسا دارد و قدرت ادبى او در بررسى و تحليل شخصيتها و رجال برجستهء تاريخ ، ممتاز و مسلم است ، اما زبانش در بيان عظمت برخى از بزرگان و نوابغ به كندى مىگرايد و در كام مىخشكد . از جملهء اين شخصيتها و رجال باعظمت ، صاحب بن عباد است كه نه‌تنها به سهولت نمىتوان به قعر مجد و معالى او دست يافت ، بلكه بايد به تحليل دقيق جوانب مختلف حياتش يكى پس از ديگرى پرداخت و در هرمورد به طور جداگانه داد سخن در داد . گاه از جنبهء علم و هنر ، گاه از ناحيهء سخندانى و ادب ، گاه از بعد سياست و تدبير و نيز گاهى از نظر عظمت روح و نجابت اصل ، تا برسد به بخشش فراوان ، فضل سرشار ، شرف